229اشاره مىكند، بدين صورت كه پيامبران از آن جهت كه گيرندگان وحى الهى و حاملان خبر هستند، «نبى» مىباشند و از آن نظر كه وظيفهاى را به عنوان ابلاغ رسالت بر عهده مىگيرند، «رسول» ناميده مىشوند.
از مجموع سخنان ياد شده، چنين نتيجه مىگيريم كه پيامبران، تا لحظهاى كه در محدودۀ نبوّت و رسالت قرار دارند، تنها هدايتگرانى هستند كه حلال و حرام را اعلام مىدارند و راههاى سعادت و خوشبختى را به مردم نشان مىدهند، و جز خبر دادن از جانب خدا و يا ابلاغ رسالتى كه بر دوش آنان نهاده شده است، مسؤوليت ديگرى ندارد.
3 - مقام «امامت»
مقام «امامت الهى» از چشمانداز قرآن مجيد، غير از دو مقام ياد شده و توأم با اختيارات و تصرّفاتى گستردهتر در راستاى مديريّت و رهبرى جامعه و پيشوايى مردم مىباشد.
اينك در پرتو آيات نورانى قرآن، دلايل روشن خود را در اين زمينه، از نظر شما مىگذرانيم:
1 - قرآن كريم در مورد اعطاى مقام امامت به پيامبرى گرامى؛ يعنى ابراهيم خليل، چنين مىفرمايد:
«وَ إِذِ ابْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قٰالَ إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي». 1
- آنگاه كه خداى بزرگ، پيامبر خود - ابراهيم - را به چندين امتحان، آزمود، و او نيز از بوتۀ امتحانات الهى، سرفراز بيرون آمد، خدا به وى فرمود: ما تو را امام و پيشواى مردم قرار داديم. ابراهيم گفت: اين