200
مىرسد؛ بهطورىكه مغز او به جوش مىآيد. 1
گرچه انبوه روايات و دلايل روشن ايمان ابو طالب، كه بيان گرديد، بىپايگى اين افترا و تهمت بزرگ (حديث ضحضاح) را اثبات مىنمايد، ليكن به منظور روشنتر شدن مسأله، در دو زمينه به بررسى «حديث ضحضاح» مىپردازيم:
1 - بىپايگى اسناد آن.
2 - مخالفت متن آن با كتاب خدا و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله
بىپايگى اسناد حديث «ضحضاح»
چنانكه بيان گرديد، راويان حديث ضحضاح عبارتند از: «سفيان بن سعيد ثورى» و «عبد الملك بن عمير» و «عبد العزيز بن محمد دراوردى» و «ليث بن سعد».
اينك با استناد به سخنان دانشمندان علم رجال اهل سنّت كه احوال محدّثان را بيان مىنمايند، وضعيّت آنان را مورد تحقيق قرار مىدهيم:
الف: سفيان ابن سعيد ثورى.
ابو عبد اللّٰه محمد بن احمد بن عثمان ذهبى، دانشمند معروف علم رجال از اهل سنّت پيرامون وى چنين مىگويد:
«كان يدلّس عن الضّعفاء». 2
- سفيان بن ثورى احاديث جعلى را از راويان ضعيف حكايت مىكرد.
اين سخن گواه روشنى است بر وجود تدليس و روايت نمودن از ضعفا