88عرش كنايه از احاطهى علم و قدرت خداوند در تدبير جهان است.
نه تنها در صفات ياد شده - كه آنها را صفات خبريّه مىگويند - بايد به اصل تنزيه معتقد بود، بلكه اين اصل در همهى صفات الهى جارى است، مثلاً علم خداوند را نمىتوان علم حصولى و زايد بر ذات او و محدود دانست، بلكه علم خداوند عين ذات خداوند، و حضورى و نامحدود است. همين گونه است قدرت و حيات خداوند.
كوتاه سخن آن كه در باب صفات الهى، بايد كمال آنها را براى خداوند اثبات كرد و نقص و كاستى آنها را از خداوند نفى نمود، و اين است طريق مستقيم در باب توحيد كه شيعه به آن اعتقاد دارد.
چنان كه امام رضا عليه السلام فرموده است:
«للناس في التوحيد ثلاثة مذاهب: نفي، و تشبيه، و اثبات بغير تشبيه، فمذهب النفي لا يجوز، و مذهب التشبيه لا يجوز، و السبيل في الطريقة الثالثة، اثبات بلا تشبيه». 1