152صحابه، از اين نظر، حكم بقيه مردم است كه نمىتوان همگى آنان را عادل و پارسا دانست؟
بديهى است رؤيت پيامبر و مصاحبت با او، هرچند امرى افتخارآميز است، ولى براى هيچ انسانى مصونيت از گناه نمىآورد، و نمىتوان به همۀ صحابه به يك نظر نگريست و همگى را عادل و پرهيزگار و پيراسته از گناه دانست، زيرا به شهادت قرآن، آنان در عين داشتن افتخار «صحابى بودن» - از حيث ايمان و نفاق، و اطاعت و عصيان در برابر خدا و رسول - به اصناف گوناگونى تقسيم شدهاند كه با توجه به اين تقسيم بندى نمىتوان همگان را يكسان انديشيد، و كلاً عادل و پرهيزگار دانست.
شكى نيست كه قرآن ياران پيامبر را در مواقع مختلف ستوده است. 1
فى المثل از بيعت كنندگان با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در جريان صلح حديبيه اظهار رضايت كرده ومى فرمايد: «لَقَدْ رَضِيَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبٰايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ » (فتح/ 18). امّا اين ستايش، بيانگر رضايت خداوند از آنان در حال بيعت «إِذْ يُبٰايِعُونَكَ » است، و دلالت بر تضمين صلاح و رستگارى همۀ آنان تا پايان عمر ندارد. لذا اگر فرد يا افرادى از آنان بعداً راه خلاف در پيش گرفته باشند، مسلماً رضايت پيشين الهى، گواه بر پارسايى پيوسته و