122از بيان گذشته فلسفه سوگوارى براى پيشوايان دينى نيز روشن مىگردد، زيرا هر نوع ترتيب مجلس براى ذكر مصائب آنان نوعى اظهار محبت و مهر ورزيدن است، اگر يعقوب ساليان درازى بر فقدان عزيزش يوسف گريه كرد و اشك ريخت 1 ريشه آن، علاقه باطنى او به فرزندش بود، پس هرگاه علاقمندان به خاندان رسالت در پرتو مهرى كه به آنان دارند، در روزهاى درگذشت و شهادت آنان، اشك بريزند چه اشكالى دارد.
اصولاً تشكيل مجلس براى فقدان عزيزان كارى است كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم آن را در جنگ احد پى ريزى كرد آنگاه كه از گريۀ زنان انصار بر شهداى احد آگاه گشت، و به ياد عموى بزرگوار خود افتاد و فرمود:
«وَلكِنَّ حَمزَة لا بَواكىَ له» 2: ولى كسى بر حمزه گريه نمىكند». وقتى ياران پيامبر علاقۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را به برپايى مجلس عزا براى عمويش احساس كردند، از زنان خود خواستند تا مجلسى برپا كرده و بر عموى پيامبر سوگوارى كنند. مجلس تشكيل شد، و رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از ابراز عواطف آنان تقدير، و در حقّ آنان دعا كرد، و فرمود
«رحمَ اللّٰهُ الأَنصارَ» ، سپس از سران انصار خواست از زنان بخواهند تا به خانههاى خود باز گردند. 3