91وعده مرا وفا كند، همانا على ابن ابىطالب عليه السلام مىباشد 1».
مير سيد على همدانى شافعى نيز از خليفه دوم عمر نقل مىكند كه چون پيغمبر صلى الله عليه و آله بين اصحاب خود عقد اخوت بست، فرمود: «اين على برادر من در دنيا و آخرت، خليفه من در اهل من، وصى من در امت من و وارث و ادا كننده دين من است. مال او از من و مال من از اوست. نفع او نفع من و ضرر او ضرر من است. پس هر كس او را دوست دارد مرا دوست داشته، و هركس با او دشمنى ورزد با من دشمنى داشته است 2». باز همان شخص فرمود: «او وزير و خليفه من است 3».
محمد بن يوسف گنجى شافعى نيز از ابوذر غفارى و او از پيغمبر چنين نقل كرده است: «پرچم على اميرالمؤمنين عليه السلام در كنار حوض كوثر بر من وارد شود كسى كه پيشواى روى و دست و پا سفيدان است و خليفه من بعد از من است 4».
كسانى چون خطيب خوارزمى و ابن مغازلى نيز از پيغمبر نقل كردهاند خطاب به على عليه السلام فرمود: «من و على از يك نور آفريده شدهايم. خداوند قبل از خلقت آدم آن نور را در صلب آدم قرار داد. پس همواره با هم يكى بوديم تا در صلب عبدالمطلب از هم جدا شديم. آنگاه نبوت در من و خلافت در على مقرر گرديد 5».