201پيغمبر نيز ايشان را مطلع ساخته بود، چرا از همان ابتدا اين تشخيص را نداد و يا در همان ابتدا بيعت نكرد؟» بايد گفت: بدان جهت مدتى را صبر كرد و در عين حالى كه دست به شمشير نبرد، از بيعت اجتناب نمود تا در مناظرات و مجالس، به اثبات حق و حقوق اهلبيت و خاندان پيامبر بپردازد؛ تا حق و حقيقت بر همگان معلوم گردد، و ديگران نيز دريابند كه بر حسب اجبار، به بيعت تن داده و رضايت قلبى ندارد.
روشن است اگر از ابتدا ايشان از روى اجبار و بدون روشنگرى با خليفه اول بيعت مىكرد، الان ديگر راه دفاع از اهلبيت بسته بود و چه بسا شيعهاى وجود نداشت تا بدين شبهات پاسخ دهد.
امام على عليه السلام در جاى ديگرى در پاسخ به خوارج كه مىگفتند: «على وصى پيامبر بود اما نتوانست و وصايت را ضايع نمود!» فرمود: «اين شما بوديد كه توصيه پيامبر را ناديده گرفتيد و ديگران را بر وصى او، مقدم دانستيد و زعامت و رهبرى را از من دريغ داشتيد. آيا نمىدانيد كه
اوصيا وظيفه ندارند مردم را به خود دعوت كنند، اما انبيا كه خداوند آنها را به رسالت بر مىگزيند بايد مردم را به سوى خود دعوت نمايند. ليكن چون «وصى» معرفى شده است نيازى به دعوت مردم به سوى خود ندارد و هر كس به خدا و رسولش ايمان آورده است، بايد توصيه پيامبر را با جان و دل اطاعت كند.» ايشان ادامه دادند: «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درباره من فرموده است
«يا علي أنت بمنزلة الكعبة تُؤتىٰ ولا تأتي»؛ 1 يا على! تو نسبت به من همچون كعبه هستى كه مردم بايد نزد آن روند ،نه اينكه كعبه نزد آنها رود.» حال اگر مردم حج را ترك كنند، اين كار خدشهاى به جايگاه بيت اللّٰه الحرام نمىرساند، بلكه مردم به خاطر ترك زيارت خانه خدا، معصيت مىكنند زيرا خداى تبارك و تعالى، خانه خود را به مردم معرفى نموده و ترديدى در آن نيست؛ لذا زيارتش بر كسانى كه استطاعت دارند واجب شده است.»