191كه به دخترش داشت، با ناراحتى فرمود: نديدهام دخترى به پدرش اين قدر جفا كند! امكلثوم پرسيد: پدر جان مگر چه كردهام؟ امام گفت: آيا تاكنون ديدهاى كه در سفره پدرت دو نوع خورشت باشد؟ سپس از او خواست يكى را بردارد. ام كلثوم بر حسب علاقه پدرى، نمك را برداشت تا شير براى پدرش در سفره باقى بماند، ولى امام از او خواست تا نمك را بگذارد و شير را بردارد. آنگاه امام چند لقمه نان و نمك خورد و فرمود: «در حلال دنيا حساب و در حرام آن عذاب و عقاب وجود دارد.» 1
9 . لباس پوشيدن امام بسيار ساده و بىآلايش بود. ابن ابىالحديد در شرح نهجالبلاغه، ابن مغازلى - فقيه شافعى - و امام احمد حنبل در مسند نقل كردهاند: لباس آن حضرت از پارچۀ درشت بافت (زبر) بود كه به پنج درهم خريده بود. تا آنجا كه ممكن بود لباسش را وصله مىكرد. اغلب وصلهها از پوست و يا ليف خرما بود. كفشش نيز از ليف خرما بود.
10 . محمد بن طلحه شافعى در مطالب السئول و سليمان بلخى در ينابيع المودة آوردهاند: حضرت على عليه السلام در دوره خلافتش آنقدر به لباسش وصله زده بود كه پسر عمويش عبداللّٰه بن عباس به ايشان اعتراض نمود. سپس حضرت در پاسخش فرمود:
آنقدر وصله روى وصله زدهام كه از وصله زننده خجالت مىكشم. على را با زينت دنيا چكار! چگونه به لذتى كه فانى و به نعمتى كه بقا ندارد دل خوش كرده و خوشحال باشم؟ ديگرى به ايشان ايراد مىگرفت كه در عين خلافت چرا جامعه وصله دار مىپوشى؟ حضرت فرمود: «اين جامهاى است كه دل را خاشع مىگرداند، كبر را از انسان دور مىكند و مؤمن به آن اقتدا مىكند.»
11 . محمد بن طلحه شافعى در مطالب السئول و خوارزمى از ابن اثير آوردهاند:
لباس على و غلامش يكسان بود. هر جامهاى كه مىخريد دو ثوب 2 يك شكل و يك قيمت مىخريد. يكى را خود و ديگرى را به غلامش قنبر مىداد. ولى لباسهاى خوب و