155جهت ريشه در دين داشته، كه حكمى بر خلاف دستورات پدر بزرگوارش صادر شده است. بنابراين سكوت فاطمه بعد از اين واقعه را نبايد دليل بر رضايت او دانست بلكه اين مسأله به خاطر شدت فشارهاى حكام وقت، و حفظ آبروى خويش بوده است.
در مورد اينكه چرا على عليه السلام پس از به خلافت رسيدن، فدك را بر نگرداند؟ بايد گفت: امام على عليه السلام در آن زمان، قدرت و آزادى عمل نداشت و در صورت انجام چنين كارى، فرياد مخالفين بر مىخواست كه على عليه السلام بر خلاف سيره شيخين عمل مىكند، و اتهام مخالفينى نظير معاويه و اتباعش را مبنى بر اينكه على عليه السلام منافع خويش را در نظر مىگيرد قوت مىبخشيد. لذا از روى ناچارى صبر پيشه كرد، مخصوصاً كه صاحب حق هم از دنيا رفته بود.
براى اثبات اينكه على عليه السلام در عمل آزادى نداشت مىتوان مثالهايى از منبر پيغمبر، نماز تراويح و تعيين حكم در صفين نام برد. بعد از وفات پيغمبر خلفاى قبلى جاى منبر رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله را عوض كردند و چون ايشان مىخواست آن را به جاى اولش برگرداند، مردم زير بار نرفتند و آن را خلاف سيره شيخين خواندند. و هنگامى كه امام على عليه السلام مردم را از خواندن نماز مستحبى تراويح، - كه عمر برگزارى آن را به جماعت بدعت گذاشته بود - منع كرد، فريادها بلند شد كه على عليه السلام بر خلاف حكم عمر، عمل مىكند. قضيه تعيين حكم نيز بر همگان واضح است كه ايشان هيچ آزادى و قدرتى در تعيين ابوموسى اشعرى در مسأله حكميت در جنگ صفين نداشت. از طرفى در همان جنگ صفين، ايشان و فرمانده دليرش مالك اشتر بر آستانه پيروزى بر معاويه بودند كه عدهاى از سپاهيان خود امام على عليه السلام عرصه را بر ايشان تنگ نموده و امام را به پذيرش حكميت وادار نمودند.
آنها مالك اشتر را تهديد كردند كه در صورت ادامه پيشروى در جنگ با معاويه و عمرو عاص، على عليه السلام را خواهند كشت. آيا خليفهاى كه در يك ماجراى نظامى اين قدر تحت فشار باشد، در شرايط غير نظامى چقدر مىتواند آزادى عمل داشته باشد؟!ابو محمد بن مسلم دينورى در جلد اول الامامه و السياسه و نيز ابن ابىالحديد در شرح نهج البلاغه نقل كردهاند كه: ابوبكر به عمر گفت: چون ما فاطمه عليها السلام را خشمگين و عصبانى كردهايم بيا با هم به خانهاش برويم و از او دلجويى كنيم. با هم به درب منزل فاطمه عليها السلام رفتند؛ ولى