150همه آنها باز دارد. اما ابوبكر حجرههاى فاطمه عليها السلام ، دختر پيامبر صلى الله عليه و آله ، عايشه و حفصه همسران پيامبر را به آنها داد.
علاوه بر همه اينها، ابن ابىالحديد در شرح نهج البلاغه و على بن برهان الدين شافعى در جلد سوم تاريخ سيرة الحلبيه مىنويسند: پس از چند روز در ملاقاتى كه در منزل ابوبكر واقع شد، ابوبكر از استدلال فاطمه عليها السلام متاثر شد و گريست و طى نامهاى نوشت كه فدك را به فاطمه عليها السلام باز پس دهند. لكن عمر مانع شد و نامه را پاره كرد.
جالبتر اينكه در دوره خلافت همين خليفه دوم - يعنى عمر - فدك را به اولاد فاطمه عليها السلام پس دادند و حتى خلفاى بعد از عمر، از جمله امويين و عباسيون نيز فدك را به ورثه فاطمه عليها السلام برگرداندند. حال بايد پرسيد: اگر كار عمر درست بود، پس كار ابوبكر را چگونه مىتوان توجيه نمود؟ 1
بسيارى از اهل سنت در توجيه شرعى و قانونى و دفاع از ابوبكر مىپرسند:
«خليفهاى كه تمام بيت المال مسلمين در تصرف او بوده است، چه نيازى به باغ و ملك فدك داشته است؟» پاسخ اين است كه يقيناً اقدام ابوبكر نه بر اساس احتياج و نه به منظور رعايت قوانين شرع بوده، بلكه صرفاً جنبۀ سياسى داشته است. غصب و مصادره فدك در حقيقت ادامه ماجراى بنىسقيفه و غصب خلاف بوده است. او مىخواسته تا از اين طريق خاندان پيامبر را كه در مقام خلافت اولويت داشتهاند مستاصل نموده، و درگير و مشغول گرفتارىها و مشكلات روزمره نمايد تا به فقر و تهيدستى گرفتار آيند و خود به خود خيال خلافت از سرشان دور شود. زيرا آنها مىدانستند كه اگر آن خاندان جليل القدر و