131عترت و اهلبيت پيغمبر بودهاند تا مطابق دستور رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله ، مجبور به اطاعت و پيروى از آنها باشيم؟ يقيناً تاريخ و اجماع مسلمين اتفاق نظر دارند كه عترت پيغمبر، كسان ديگرى به جز اين سه نفر بودهاند؛ لذا اينها از عترت و اهلبيت پيغمبر به حساب نمىآيند.
اينك اين سؤال پيش مىآيد كه اگر پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله اطاعت و پيروى از فرد يا قومى را امر و توصيه نمايد و جمعى از صلحا و صحابۀ امت بگويند كه صلاح در آن است كه از افراد ديگرى پيروى نماييد، آيا اطاعت امر پيغمبر واجب است يا اطاعت از مصلحت انديشى صلحا و بزرگان امت؟! از نظر شيعه پاسخ اين سؤال «اطاعت محض از پيغمبر گرامى اسلام» است.
حال كه تاريخ گواهى مىدهد كه هيچكدام از خلفاى ثلاثه، نه ابوالحسن اشعرى، نه معتزلى و نه چهار امام اهل سنت (مالك بن انس، احمد بن حنبل، ابوحنيفه يا محمد بن ادريس شافعى) از اهلبيت و عترت پيغمبر نيستند، و اصلاً هيچگونه دستور و سفارشى از پيغمبر مبنى بر پيروى از آنها نرسيده است و حتّى تا سالها بعد از پيغمبر نامى از آنها در ميان نبوده - با فرض اين كه از علما و فقهاى اسلامى بودهاند و بعدها نام آنان جلوه گر شده است - چه دليلى وجود دارد كه همه نسلهاى گذشته، حال و آينده از اين چهار نفر - كه اهل سنت سفارش مىكنند - پيروى و متابعت نمايند؟ در صورتى كه حتى يك حديث يا روايت نيز در اين زمينه وجود ندارد.
از طرف ديگر، همه امت اسلام متفق القولند كه امام اميرالمؤمنين عليه السلام و يازده فرزند ايشان، همگى از عترت صحيح النسب و از اهلبيت خاص پيغمبر به حساب مىآيند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بارها اطاعت از آنها را اسباب نجات دانسته و صريحاً فرموده است: از آنها سبقت نگيريد، زيرا آنها اعلم بر شما هستند. دلايل و براهين زيادى مبنى بر متابعت از اين دوازده امام وجود دارد.
حال بايد ديد كه دليل پيروى از چهار امام اهل سنت چه بوده و چگونه بوجود آمده است؟ علت پيروى از ائمه اربعه اهل سنت در اين است كه بعضى از خلفا و پادشاهان مردم را مجبور نمودند كه حتماً بايد از يكى از اين چهار مذهب تقليد نمايند. على رغم