121است، مورد قبول تمام علماى فريقين مىباشد. معناى قسمت اول كه حسين از من است روشن است. تفسير قسمت دوم اين حديث شايد چنين باشد كه: احياى دين من به واسطه حسين است. حسين عليه السلام با جانبازى و مظلوميت خويش ريشه ظلم خاندانى را كه مىخواستند ريشه دين را بكنند از بين برد و راه گسترش دين را هموار ساخت. پس دين مرا در راه حسين عليه السلام بجوييد.
از طرف ديگر امام حسين عليه السلام قصد و هدف خود را از قيام در محلهاى گوناگون در خطبهها از مكّه تا كربلا بيان فرمودند: در وصيتنامه خود كه به برادرشان محمّد حنفيه دارند پس از شهادت به توحيد و نبوت و معاد فرمودند:
«أنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لاَ بَطَراً وَ لاَ مُفْسِداً وَ لاَ ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ اْلإِصْلاَح فِي أُمَّةِ جَدِّي صلى الله عليه و آله ، أُرِيْدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهىَ عَنِ الْمُنْكَرِ... وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَأَبِي عَلِيّ بْنَ أَبِي طٰالِب عليه السلام فَمَنْ قَبِلَنِي...». 1
من براى طغيان و لهو و ظلم و فساد خارج نشدم فقط براى اصلاح در امت جدم حضرت محمّد صلى الله عليه و آله خارج شدم. و اينكه امر به معروف كنم و نهى از منكر نمايم و به سيره جدّم و پدرم حركت كنم پس هر كه (راه) مرا نپذيرفت....
لذا هدف آن حضرت از فرمايشات ايشان آشكار است. ولى چنانچه فرض شود كه يكى از اهداف آن حضرت تشكيل حكومت بوده، هر چند با ظواهر اقدامات ايشان همانطور كه گذشت تطبيق نمىكند، چه كسى صالحتر از امام عليه السلام براى خلافت و جانشينى پيامبر و چه كسى غاصبتر و فاسدتر از يزيد!