114كام خود فرو مىكشد.» 1
گناهان به دو نوع كبيره و صغيره تقسيم مىشود. در قرآن مجيد از گناهان صغيره با عنوان سيئه نام برده شده است. چنانچه در قرآن مجيد مىفرمايد: إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبٰائِرَ مٰا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئٰاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَرِيماً ؛ «اگر از گناهان بزرگى كه نهى شدهايد دورى نماييد از بقيۀ گناهان شما چشم پوشى نموده و شما را به مقام بلند و نيكو خواهيم رسانيد.» 2
ثالثاً وجود اين گونه احاديث از نا اميدى مسلمانان پيشگيرى مىكند، هر چند كه موجب اميد بىپايان نيز نمىگردد. وقتى كه افراد معتقد، گرفتار هوى و هوس شده و مرتكب سيئهاى شوند، ممكن است شيطان آنها را وسوسه نمايد كه ديگر درهاى رحمت الهى به رويتان بسته شده است و در نتيجه به آنها تلقين كند كه ديگر كنترل نفس، مفهومى ندارد و موجب طغيان و سركشى آنها شود و سرانجام آنها را به سمت و سوى گناهان كبيره سوق دهد. بنابراين براى آمرزش گناهان، بايد ابزار و وسايلى باشد كه از آن جمله حب على عليه السلام و اولاد على است.
البته بايد ياد آور شد كه محب على عليه السلام نيز كسى است كه پا جاى على عليه السلام بگذارد و عملاً و قولاً به دنبال ايشان برود. اما چون عصمت، مخصوص مقام نبوت و امامت است، نمىتواند در عمل همانند على عليه السلام شود. لذا حداقل بايد مرتكب معاصى و گناهان كبيره نشود و بر انجام گناهان صغيره نيز اصرار نورزد. آنگاه در زمره شيعيان على عليه السلام قرار گرفته و مشمول آيه فوق مىشود.
همين طور گريه بر امام حسين عليه السلام ، يكى ديگر از ابزار عفو و آمرزش گناهان صغيره است. گريه بر حسينى كه پيامبر خدا فرموده است:
«حسين منّي وأنا من حسين» اين حديث بدان معنا است كه حسين پاره تن است و دين من به نيروى مظلوميت و جانبازى حسين احيا خواهد شد. آيا عقلا و منطقاً اگر مسلمانى بر حسين، با اين مشخصات و