152اين مؤلف پس از استدلال به آيه بر عصمت اولى الامر اشكالى را به اين ترتيب مطرح مىكند:
«گوييم معصوم مورد نظر يا جميع امت است و يا افرادى از آن و دومى ممكن نيست زيرا خداوند طاعت «اولى الامر» را در اين آيه به طور مطلق واجب گردانده و طاعت افراد خاصى از امت مشروط به آن است كه ايشان را شناخته و اين امر به دليل ضرورت در زمان ما امكان پذير نمىباشد. بنابراين پى مى بريم كه معصوم مورد نظر جمع خاصى نبوده بلكه همان اهل حل و عقد مى باشند و بدينگونه يقين مى يابيم كه اجماع امت حجت است. 1
وى همچنين ادعا مىكند:
«حمل كردن آيه بر ائمهى معصوم مورد نظر رافضيان بسيار بعيد مى باشد. زيرا:
اولاً طاعتشان مشروط به شناخت و دستيابى به آنان بوده و واجب گرداندن طاعت قبل از شناخت ايشان تكليف مالايطاق مىباشد و مشروط شدن طاعتشان به شناخت آنان هم به مفهوم دست كشيدن از اطلاق آيه مىباشد.
ثانياً: «اولوالامر» مذكور در آيه به لفظ جمع آمده در حالى كه رافضيان در هر زمان به بيش از يك امام باور ندارند و حمل لفظ جمع بر مفرد هم برخلاف ظاهر است.
ثالثاً: خداوند در ادامهى آيه مىفرمايد: هرگاه در چيزى با يكديگر به نزاع برخاستيد داورى را به خدا و رسول ارجاع دهيد. 2 و اگر مقصود از اولى الامر امام معصوم بود لازم بود گفتهشود: داورى را به امام ارجاع دهيد. 3
پاسخ اشكالهاى رازى
اشكال اصلى فخر رازى مبتنى بر اين است كه وى شناخت متعلق حكم را از شروط