143براى گريز از دو محذور فوق بايد ارادهى الهى در آيهى تطهير را ارادهى تكوينى معنى كرد تا در نتيجه موهبتى اختصاصى براى خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله اثبات شود.
3) طبق برهان فلسفى ارادهى تكوينى خداوند هرگز تخلف پذير نمىباشد. به اين معنا كه در نظام عليت، اراده ى ذات بارى علت تامه يا آخرين جزء علت تامه بوده و چون علت تامه محقق شود لا محاله معلول هم تحقق يابد و به تعبير لطيف قرآن كريم:
إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ 1
بنابراين ارادهى تكوينى خداوند در بردن پليدى و به طهارت رساندن اهل البيت با تحقق اين معنا در آن بزرگواران مقارن مىشود.
4) كلمهى رجس صفتى از ماده رجاست به معنى پليدى و قذارت و هر چيزى كه طبع آدمى از آن نفرت مىيابد مىباشد. بدون ترديد مقصود از اين كلمه در آيهى شريفه پليدى و آلودگى نهانى و باطنى است كه بر اثر عقيده و عمل زشت در دل جاى مىگيرد. 2
5) «ال» در «الرجس» در معنى جنس بكار رفته در نتيجه از بين رفتن همهى اشكال و صورتهاى رجس و پليدى منظور مىباشد نه گونهى خاصى از آن. زيرا آنچنانكه گذشت، آيهى شريفه مزيتى انحصارى را براى اهل بيت ثابت مىكند و زدودن گونهى خاصى از پليدى مزيت منحصر به فردى نبوده و براى همهى بندگان صالح اين امكان وجود دارد كه از راه ممارست رفتارهاى پسنديده و كوشش خالصانه برخى از پليديها را از درون خود ريشه كن كنند.
6) عبارت «وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» در پايان آيه و پس از «اراده ى ذهاب رجس» تأكيد ديگرى بر مقام رفيع و شأن ارجمند و موهبت الهى منحصر به فرد اهل بيت مىباشد.
با توجه به موارد فوق مفهوم آيه اينگونه مىگردد:
منحصراً ارادهى تكوينى خداوند بر اين تعلق يافته كه همهى اشكال پليدى را به