112
عبداللّٰه بن عباس، ابو سعيد خدرى، ام سلمه، اسماء بنت عميس، جابربن عبداللّٰه و گروهى ديگر روايت كردهاند. 1
جلال الدين سيوطى نيز حديث را متواتر دانسته است. 2
سوم آنكه حديث منزلت در موقعيتها و مناسبتهاى گوناگون تكرار شده از جمله در روز نخست دعوت عمومى پيامبر صلى الله عليه و آله 3، روز پيمان مؤاخات و برادرى 4، هنگام بستن منازلى كه به مسجد گشوده مىشدند و بازنگهداشتن منزل على عليه السلام 5و مشهورترين نقل آن كه در جريان غزوهى تبوك مىباشد و خلاصهى سخن در اين باب اينكه به هنگام غزوهى تبوك تحركات منافقان در مدينه شدت يافته بود بگونهاى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بيش از همه وقت نگران مركز دولت اسلامى بود. در روايت طبقات ابن سعد آمده پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: به ناچار من و يا تو بايد در مدينه بمانيم و آنگاه على عليه السلام را جانشين خود قرار داده و چون راهى جنگ شد، برخى گفتند: على را جانشين خود نكرد مگر آنكه همراهى او را خوش نداشت چون اين سخن به على رسيد در پى پيامبر روان شد. تا به ايشان رسيد. پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد: اى على! چه چيز به تو رسيده است؟ پاسخ داد: هيچ چيز جز اينكه شنيدم از مردم كه مىپندارند تو مرا جانشين خود ساختهاى از اين رو كه از من كراهت داشتهاى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله خنديد و فرمود: اى على! آيا نمىپسندى كه براى من همچون هارون براى موسى باشى جز اينكه تو پيامبر نيستى؟ 6
دربارهى دلالت حديث منزلت تنها با رجوع به آيات قرآن مىتوان به جايگاه على عليه السلام نزد پيامبر صلى الله عليه و آله پى برد. از مجموع آياتى كه دربارهى جايگاه هارون نسبت به