109درست محبت اهل بيت در پيوند با عمل و اطاعت تحقق مىيابد. 1
سرانجام اينكه از ابن تيميه شگفت نيست كه به عادت خود هر حديث وارد در مدح و منقبت على عليه السلام و عترت پيامبر را شتابزده رد كند درحاليكه صدها تن از محدثان، مفسران، فقيهان و متكلمان و تاريخنگاران اهل سنت به درستى حديث باور آوردهاند و روايت مسلم از زيد بن ارقم هم تنها بخشى از گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله را دربرداشته و باقيماندهى سخن را به زبان همين صحابى و ديگران بايد در ساير منابع پيدا كرد.
اما اينكه از تعارض دو حديث «و عترتى» و «و سنتى» و ترجيح حديث «و سنتى» سخن گفتهمىشود، بايد گفت:
اولاً تعارض بين اين دو حديث ثابت نيست، چرا كه هيچيك از دو حديث در مقام حصر وارد نشده كه باستناد به مفهوم حصر بتوان از تعارض آن دو صحبت كرد مفهوم عدد را هم اصوليان ثابت ندانستهاند. بنابراين، احتمال مىرود كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مناسبتهايى چند هر دو سخن را ايراد كرده باشند. به هر حال مقتضاى جمع و عمل به هر دو آن است كه عترت پيامبر صلى الله عليه و آله وارثان به حق سنت نبوى و ناقلان به ديگران باشند براى اين حقيقت خدشه ناپذير مؤيدهاى بسيارى مىتوان سراغ گرفت. به طور مثال در حديث آمده است كه على عليه السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال كرد: چه چيز از تو ارث مىبرم اى رسول خدا! پاسخ فرمود: آنچه كه پيامبران پيشين ارث بردند كتاب پروردگارشان و سنت پيامبرشان. 2
ثانياً حتى اگر بر وجود چنين تعارضى تسالم كنيم باز هم وجهى براى ترجيح عبارت «وسنتى» نمىماند. زيرا حديث «و عترتى» در همهى طبقات راويان آن متواتر بوده و در انبوهى از كتب صحاح، سنن، مسانيد و تفاسير اهل سنت درج شده است. در حاليكه روايت و سنتى كمتر از عدد انگشتان يك دست نقل شده و حديث شناسان همواره گفتهاند كه خبر واحد تاب مقاومت دربرابر خبر متواتر را ندارد. 3