107مايهى نجات از گمراهى دانسته است همچنانكه معنى تمسك به كتاب چيزى جز گرفتن علم و هدايت از آن نيست دربارهى عترت هم اينچنين است 1».
د - در متن حديث سخن از تمسك به هر دو ثقل الهى يعنى قرآن و عترت به ميان آمده و جدايى از آن دو مايهى گمراهى شمرده شده است معنى اين سخن اينكه نمىتوان در راه رشد و سعادت از هدايت يكى از آن دو بىنياز بود. نتيجهى طبيعى قرين بودن قرآن و عترت هم اين است كه عترت ترجمان قرآن بوده و چگونگى تبيين و تفسير آيات الهى را بايد از عترت آموخت. بر اين معنا ذيل عبارت طبرانى به صراحت دلالت دارد در آنجا آمده: «هرگز بر آن دو پيشى نگيريد كه به هلاكت درافتيد هرگز از آن دوباز نمانيد كه باز هم هلاك گرديد و به عترت نياموزانيد كه ايشان از شما داناترند. 2»
ه - عبارت «لن يفترقا حتى يردا عليَّ الحوض» دلالت بر جاودانگي عترت در كنار قرآن تا هنگام رستاخيز داشته و اينكه زمان هيچگاه از آن دو خالى نمىماند به تعبير ابن حجر:
«در اين احاديث اشاره است به اينكه همهى زمانها تا به قيامت از افراد شايسته و جامع الشرايط عترت خالى نبوده و به همين جهت آنان مايهى امان اهل زمين مىباشند و گواه بر اين امر خبر ديگرى است كه پيامبر9 فرموده: در هر نسلى از امتم دادگرانى از اهل بيتم مىباشند 3».
نقد شبهات
پيرامون حديث ثقلين شبههها و اشكالهايى مطرح شده از جمله اينكه:
ابن تيميه حرّانى روايت ترمذى را ضعيف شمرده و حديث ثقلين را فقط به روايت زيد بن ارقم در صحيح مسلم درست دانسته و ادعا مىكند در حديث صحيح مسلم سخن