106يافته و اين برخلاف لفظ صريح حديث است كه: «آن دو هرگز از هم جدا نمىشوند».
2- هر آنكه به قرآن و عترت تمسك يابد تا ابد ديگر گمراه نشود اگر قرار باشد از عترت خطا يا لغزشى سر زند ديگر نمىتواند مصونيت بخش باشد. 1 به دليل عقلى آن چيز مىتواند مصونيت آور باشد كه خود در ذاتش مصون باشد.
3- چنانچه لغزش و خطا و در نتيجه مخالفت با كتاب و جدايى از آن را روا شمريم پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را متهم به كذب كردهايم. در حاليكه عصمت پيامبر صلى الله عليه و آله دست كم در مقام تبليغ امرى اجماعى است و بىشك سفارش پيامبر به ثقلين به دفعات و در مناسبتهاى تبليغى متعدد صورت گرفتهاست.
ب اين حديث دليل بر برجستگى و برترى علمى و جايگاه دينى عترت مىباشد به اين معنى كه عترت و قرآن، دو گوهر نفيس و معدن علوم و اسرار الهى و احكام شرعى مىباشند در اينباره ابن حجر مكى مىنويسد:
«پيامبر قرآن و عترت را ثقلين ناميد چرا كه هر چيز گرانبها و عظيم و مصونى را ثقل نامند و اين دو معدن علوم لدنى و اسرار و حكمتهاى عاليه و احكام شرعيه مىباشند و از اين رو پيامبر امر به تمسك به ايشان و آموختن از ايشان نموده است 2».
ج حديث ثقلين دلالت مىكند بر وجوب پيروى عترت و اهل بيت در همهى اقوال و احكام و عقايد و باور يافتن به مقام پيشوايى علمى و دينى ايشان اين ويژگى برتر تنها براى كسى تحقق مىيابد كه صاحب مقام زعامت كبرى و امامت عظمى پس از پيامبر صلى الله عليه و آله باشد. سعدالدين تفتازانى در اينباره مىنويسد:
«بنگر كه پيامبر صلى الله عليه و آله ايشان را به كتاب خدا قرين ساخته و تمسك بديشان را