99عنوان تعظيم، بر قبور سجده مىكردند، و يا آن را قبلۀ خود قرار مىدادند.»
شارح صحيح مسلم، در اين باره مىگويد: اگر پيامبر گرامى قبر خود و ديگرى را از اتخاذ مسجد باز داشت، به خاطر اين بود كه مبادا مسلمانان در تعظيم او مبالغه كنند و كار به كفر بكشد، از اين جهت وقتى مسلمانان مجبور شدند كه مسجد پيامبر را توسعه دهند و حجرههاى همسران پيامبر و حجرۀ عايشه را، كه مدفن پيامبر است، در وسط مسجد قرار دهند، ديوار مدوّرى بر دور قبر كشيدند كه مبادا قبر او ظاهر گردد و مسلمانان بر قبر او سجده كنند، و سخن عايشه
(لو لا ذلك لأبرزوا قبره غير أنه خشى ان يتخذ مسجدا) ناظر بر همين است.
شارح ديگر مىگويد: سخن عايشه مربوط به دورانى است كه مسجد توسعه پيدا نكرده بود، پس از توسعه و ادخال حجرۀ وى در مسجد، حجره را به صورت مثلث درآوردند كه احدى نتواند، بر قبر نماز بگزارد. سپس مىگويد گروه نصارى و يهود، در كنار قبر، آنان را مىپرستيدند و يا شريك عبادت قرار مىدادند.
با اين قرائن و فهم شرح كنندگان حديث، نمىتوان از احاديث جز اين فهميد و به غير آن فتوا داد.
مىتوانيم از همۀ اين قرائن صرف نظر كنيم و مشكل را به گونۀ ديگر حل نماييم؛ يعنى بگوييم:
الف - مورد حديث جايى است كه مسجدى بر روى قبر ساخته شود و اين مطلب ربطى به مشاهد مشرفه ندارد. در تمام مشاهد، مسجد در كنار