100مدفن ائمه و اوليا قرار گرفته؛ به طورى كه مسجد از حرم جدا است.
و به عبارت ديگر: حرمى داريم و مسجدى. حرم براى خواندن زيارت و توسل است و مسجد در كنار آن، براى عبادت و ستايش خدا. در اين صورت اماكن مشرفه، از مفاد حديث (بر فرض اين كه مفاد احاديث همان باشد كه وهابىها مىگويند) بيرون است.
و اصلاً چگونه مىتوان گفت كه ساختن مسجد در كنار قبر، حرام و يا مكروه است، در حالى كه مسجد پيامبر در كنار قبر آن حضرت قرار گرفته است؟!
اگر صحابۀ پيامبر، بسان ستارگان هستند كه بايد به آنها اقتدا كرد، چرا در اين مورد از آنان پيروى نكنيم؟ آنان مسجد را آن چنان توسعه دادهاند كه قبر پيامبر و شيخين در ميان مسجد قرار گرفته است.
اگر مسجد سازى در كنار قبر اولياى خدا، نامشروع بود، چرا مسلمانان مسجد پيامبر را از هر طرف توسعه دادند؟ بطورى كه قبر در وسط مسجد قرار گرفت، در حالى كه مسجد در زمان پيامبر، در ضلع شرقى محل قبر قرار داشت بر اثر توسعه، قسمت غربىِ محل قبر نيز جزو مسجد شد.
آيا معناى پيروى از «سلف» و سلفى بودن كه پيوسته گروه وهابى به آن افتخار مىورزند، اين است كه فقط در يك مورد از آنان پيروى كنيم، و موارد ديگر را ناديده بگيريم؟!
از اين بيان روشن مىگردد كه سخن ابن قيم كه مىگويد: «در اسلام قبر و مسجد در كنار هم جمع نمىگردد» تا چه حدّ بىپايه و مخالف سيرۀ مسلمانان است.