96بپرستند، يا لااقل آن را قبله قرار دهند.
اما نماز در كنار قبر، بى آن كه قبر را بپرستند يا آن را قبله قرار دهند، امكان پذير است، خواه حائل باشد يا بدون آن، قبر آشكار باشد يا پنهان؛ زيرا چهارده قرن است كه مسلمانان، در كنار قبر پيامبر رو به كعبه نماز مىگزارند و خدا را عبادت مىكنند و حائِل قبر، مانع از اين كار نشده است.
خلاصه: ذيل حديث كه متن كلام عايشه است، مفاد حديث را روشن مىسازد؛ زيرا «ام المؤمنين!» مىگويد، به خاطر اين كه قبر پيامبر مسجد نشود، آن را از ديدگان پنهان كردند و حائلى بر دورش كشيدند. اكنون بايد ديد كه اين حائل از چه چيز مانع مىشود؟
حائل مىتواند از دو چيز پيش گيرى كند:
الف - نمىگذارد قبر به صورت بت درآيد و مردم در برابرش بايستند و پرستشش كنند؛ زيرا وقتى نبينند، نمىتوانند با او به صورت بت رفتار كنند.
ب - نمىتوانند قبر را قبله قرار دهند؛ زيرا قبله قرار دادن فرع بر ديدن است و هرگز نمىتوان آن را به كعبه قياس كرد كه در تمام حالات قبله است، ديده شود يا ديده نشود؛ زيرا كعبه يك قبلۀ رسمى جهانى است كه در تمام حالات، قبلۀ مسلمانان مىباشد، ديده شدن و نشدن در آن تأثيرى ندارد، ولى قبله قرار دادن قبر پيامبر براى حاضران در مسجد، مربوط به كسانى خواهد بود كه در مسجد او نماز به پا مىدارند. چنين انحرافى در صورت آشكار وظاهر بودن قبر، بيشتر امكان تحقق دارد تا اختفا و در معرض ديد نبودن. چون ديده متوجه قبر نيست، انديشۀ سجده برآن، ولو به صورت قبله، كمتر وارد ذهن مىشود، از اين جهت «ام المؤمنين!» مىگويد: اگر احتمال مسجد قرار دادن