95احتمالى كه در اين حديث داديم - با توجه به عمل مسيحيان كه پيوسته به بشر پرستى گرايش كامل داشته و دارند و تصاوير و مجسمهها همواره مورد پرستش آنان مىباشد - بسيار قابل توجه است و با وجود چنين احتمال قوى هرگز نمىتوان با آن بر حرمت ساختن مسجد در كنار يا روى قبر اوليا، كه خالى از اين گونه پيرايهها است، استدلال نمود.
2 - احمد بن حنبل در مسند و همچنين امام مالك در كتاب الموطأ، ذيلى نيز براى حديث نقل مىكنند و آن اين كه پيامبر پس از نهى فرمود:
«أللهم لا تجعل قبري و ثنا يعبد» 1
«بارالها! قبر مرا، بتى كه مورد عبادت باشد، قرار مده.»
اين جمله حاكى است كه آنان با قبر و تصويرى كه كنار آن بوده، بسان بت رفتار مىكردند و قبر يا صورت فرد صالح را قبله قرار مىدادند، بلكه آن را به صورت بت مىپرستيدند.
3 - دقت در حديث «عايشه» (حديث دوم) حقيقت فوق را واضحتر مىسازد. وى پس از نقل حديث از پيامبر، چنين مىگويد:
«اگر بيم آن نبود كه قبر پيامبر مسجد گردد، مسلمانان قبر او را آشكار مىكردند (دور او حائل قرار نمىدادند) جز اين كه بيم آن مىرود (كه اگر آشكار گردد) قبر او مسجد گردد.»
اكنون بايد ديد، حائل و ديوار دور قبر، از چه چيز جلوگيرى مىكند؟ بطور مسلم حائل، مانع از آن مىشود كه بر قبر نماز بگزارند و آن را به شكل بت