84«زمين خوار» و مؤسساتى به اسم بورس زمين به وجود نيامده بود، بسيارى از اراضى، صاحب و مالكى نداشت و بر اباحۀ نخستين خود باقى بود، و به اصطلاح جزء زمينهاى موات محسوب مىشد و در اين ايام و زمان، مردم هر شهر و يا بخش و ده و دهكدهاى قطعه زمينى را براى دفن اموات خود اختصاص مىدادند، يا اگر كسى در دفن مردۀ خود در زمينى، پيشگام مىگرديد، ديگران از او پيروى مىكردند. و آن را به صورت قبرستان در مىآوردند، بى آن كه يك نفر آنجا را تملك كند و سپس براى دفن اموات وقف نمايد.
روشن است كه سرزمين بقيع از اين قانون مستثنى نبوده است. زمين در حجاز و مدينه چندان قيمتى نداشت، و با بودن اراضى موات در اطراف مدينه، هيچ عاقلى زمين ملكى و قابل كشت را، بر دفن اموات وقف نمىكند. در منطقهاى كه زمين «موات» فراوان و زمين حاصلخيز بسيار كم باشد، قطعاً از زمين «موات» كه جزو مباحات اوليه است استفاده مىكنند.
تاريخ نيز اين حقيقت را تأييد و اثبات مىكند: سمهودى در «وفاء الوفا» مىنويسد:
نخستين كسى كه در بقيع دفن گرديد، عثمان بن مظعون صحابى پيامبر بود. وقتى ابراهيم فرزند پيامبر درگذشت، به امر پيامبر در كنار عثمان مدفون گرديد. از اين زمان مردم مايل شدند كه مردههاى خود را در «بقيع» دفن كنند؛ از اين جهت درختها را بريدند، و هر نقطهاى براى قبيلهاى اختصاص يافت.
سپس مىگويد: سرزمين بقيع درختى به نام «غرقد» داشت وقتى عثمان