63در اين حديث دو احتمال وجود دارد؛ بايد با توجه به معانى مفردات و قرائن ديگر، يكى از آنها را برگزيد:
1 - مقصود اين است كه حضرت به ابوالهَيّاج دستور داد قبرهاى بلند را ويران كند و آن را با زمين يكسان سازد.
اين احتمال كه «وهابيان» به آن چسبيدهاند از جهاتى مردود است.
* لفظ تسويه به معناى «هدم و ويران» كردن نيامده است و اگر مقصود اين بود بايد چنين گفته مىشد:
«و لا قبرا مشرفا الا سويته بالأرض »
يعنى بايد آن را با زمين يكسان كنى، در صورتى كه واژۀ «ارض» در حديث نيامده است.
** اگر يكسان سازى قبرها با زمين مراد است، چرا احدى از علماى اسلام بر طبق آن فتوا نداده است؟ پس بايد گفت برابرى قبر با زمين بر خلاف سنت اسلامى است و سنت اسلامى اين است كه قبر مقدارى بلندتر باشد و تمام فقهاى اسلام بر استحباب بلندى قبر از زمين به مقدار يك وجب فتوا دادهاند.
در كتاب «الفقه على المذاهب الأربعه» كه با فتواى چهار امام معروف اهل تسنّن مطابق است، چنين مىخوانيم:
«ويندب ارتفاع التراب فوق القبر بقدر شبر.» 1
«مستحب است كه خاك قبر، به اندازۀ يك وجب از زمين بلندتر باشد.»