40است يا نه، اگر جايز نيست و به شدت در اسلام ممنوع مىباشد، آيا تخريب و ويران كردن و جلوگيرى از گزاردن نماز در كنار آن، لازم و واجب است يا نه؟
و اگر در زمين وقفى؛ مانند بقيع كه قبه و ساختمان بر روى قبور، مانع استفاده از قسمتهايى است كه روى آن قرار گرفته است، آيا اين كار غصب قسمتى از وقف نيست كه هر چه زودتر بايد رفع گردد تا ظلمى كه بر مستحق شده است، از بين برود.»
علماى مدينه در محيط پر از ارعاب و تهديد، به پرسش سليمان پاسخى چنين گفتند:
امّا البناءُ علَى القُبورِ وفَهَو ممنوعٌ اجماعاً لصحّة الأحاديث الواردِة فى مَنعِه ولَهِذا افْتى كثيرٌ من العلماءِ بِوجوبِ هدْمِه مُسْتَندين بِحديثِ علىٍ - رضِى اللّٰه عنه - إنه قال: لأبى الهيّاج الاٰ أبْعَثُكَ عَلى مٰا بعثَنى عَليهِ رسولُ اللّٰه - صلّى اللّٰه عليه وآله وسلّم - ان لاٰ تَدَعْ تِمثالاً الاّٰ طَمَسْتَه ولاٰ قَبراً مُشرِفاً الّا سَوَّيْتَه.
«ممنوعيّتِ ساختن بناء بر قبور، اتفاقى است، به گواهى احاديثى كه بر ممنوعيت آن دلالت مىكنند. از اين جهت، گروهى بر تخريب و ويران كردن آن فتوا دادهاند ودراين مطلب به حديثى كه ابى الهياج از على ع - نقل كرده است استناد مىجويند. على به او گفت من تو را بر كارى مبعوث مىكنم كه رسول خدا مرا براى آن برانگيخت، هيچ تصويرى را نمىبينى مگر اين كه آن را محو كن و قبرى را مشاهده نمىكنى مگر اين كه آن را مساوى و برابر بنما.»
شيخ نجدى در مقالهاى كه در جريدۀ «ام القرا» شمارۀ جمادى الثانى