163از اين قرائن و شواهد بهرهگيرى نمىكنند. براى ارائۀ نمونهاى از اين تعصب و پيش داوريها، مطلبى را كه بخارى در اين حادثۀ تاريخى نقل كرده مىآوريم تا روشن شود كه حجاب «تعصب» در اين مورد، چه تحريف و غوغايى را به راه انداخته است! و ما پاسخ آنها را در كتاب «توسل» صفحات 140-135 آوردهايم.
5 - بخارى در «صحيح» خود نقل مىكند كه:
«عمر بن خطاب در سالهاى قحطى، به عباس بن عبدالمطلب متوسل مىشد و مىگفت: پروردگارا! ما در گذشته به پيامبرت متوسل مىشديم و رحمت خود را مىفرستادى، اكنون به عموى پيامبرت توسل مىجوييم، رحمت خود را بفرست. در اين هنگام باران ريزش مىكرد و همگى سيراب مىشدند.»
در صحّت و اتقان حديث مذكور، جاى سخن نيست. حتى رفاعى كه به عناوين گوناگون احاديث متواتر توسل را رد مىكند به صحّت اين حديث اذعان دارد و مىگويد:
«اين حديث صحيح است... اگر مفاد حديث، دليل بر صحّت توسل به اشخاص باشد، ما از پيشگامترين كسانى هستيم كه مفاد آن را اخذ كرده، به آن عمل مىكنيم.»
با توجه به جملههايى كه از خودِ خليفه، در مورد توسل به عباس نقل شده و اين كه مخصوصاً وى به خدا سوگند ياد مىكند كه: «هذا و الله الوسيلة إلى الله و المكان منه » 1 روشن مىگردد كه واقعيت توسل در اين مورد، توسل