155لحدى ساخت و خاك آن را با دست خود درآورد و در قبر، رو به پهلو دراز كشيد و اينگونه دعا كرد:
خدايى كه زنده مىكند و مىميراند و او زنده است و نمىميرد، مادرم فاطمه دختر اسد را بيامرز و جايگاه او را وسيع و فراخ گردان، به حق پيامبرت و به حق پيامبرانى كه پيش از من بودند.»
نويسندۀ كتاب «خلاصة الكلام» مىگويد:
«اين حديث را طبرانى در معجم كبير و اوسط خود و نيز ابن حبان و حاكم نقل كردهاند و صحت آن را تصديق نمودهاند.»
سيد احمد زينى دحلان در كتاب «الدرر السنية فى الرّد على الوهابيه» مىنويسد:
«محدث معروف، ابن ابى شيبه اين حديث را از جابر نقل كرده و نيز ابن عبدالبر از عباس و ابو نعيم از انس نقل نمودهاند. و همۀ اين مطالب را جلال الدين سيوطى در جامع كبير آورده است.»
نگارنده، اين حديث را به صورت ياد شده از دو كتاب نقل مىكند، كه برخى از آن مشتمل بر دعاى مورد بحث هست و برخى ديگر نيست:
1 - حلية الاولياى «ابونعيم اصفهانى» جلد سوم، صفحۀ 121
2 - وفاء الوفاى «سمهودى» جلد سوم، صفحۀ 899
حديث پنجم: توسل به شخص پيامبر
گروهى از محدثان نقل كردهاند كه عربى باديه نشين بر پيامبر وارد شد و