147چاپ شده است.
6 - التاج، جلد 1، صفحه 286، اين كتاب احاديث صحاح پنجگانه، جز «ابن ماجه»، را جمع كرده است.
بنابر اين در سند حديث جاى بحث و گفتگو نيست.
اين حديث را اگر به دست فردى آشنا به زبان عربى، كه ذهن او از مناقشات وهابىها در مسألۀ توسل به كلى خالى باشد، بدهيد و از او بپرسيد:
پيامبر در دعايى كه به نابينا تعليم كرد، چه دستورى به او داد و او را در استجابت دعاى خود، چگونه ارشاد كرد؟ در جواب به شما خواهد گفت: پيامبر به او تعليم داد، كه پيامبر رحمت را وسيله خود قرار دهد و به او توسل بجويد و از خدا بخواهد كه خداوند حاجت او را برآورد و اين مطلب از جملههاى زير به خوبى استفاده مىشود:
الف: «أللّٰهُمَّ إنّي أَسْأَلُكَ وأتَوجَّهُ الَيْكَ بِنَبِيِّكَ»
«بارالها! از تو درخواست مىكنم وروى مىآورم به تو، به وسيله پيامبرت»
لفظ «نبيك» متعلق است به دو جملۀ پيش؛ «أسْأَلُكَ» و «أتَوَجَّهُ الَيْكَ».
به عبارت روشنتر؛ هم به وسيلۀ پيامبر از خدا تقاضا و درخواست مىكند و هم به وسيلۀ او رو به خدا مىنمايد و مقصودش از «نبى»، خود نبى است، نه دعاى نبى. واين تصور كه مقصود «بدعاء نَبيّك» است، بر خلاف ظاهر و فاقد دليل است و كسى كه لفظ دعا را مقدّر مىكند، علتى جز پيش داورى ندارد؛