138ولادت حضرت مسيح در آن مكان، چيز ديگرى نيست.
4 - هاجر و اسماعيل به خاطر صبر در راه خدا و تحمل غربت، به مقامى رسيدند كه جاى گامهاى آنان (ميان صفا و مروه) محل عبادت شد. 1اين سخنى است كه ابن قيّم شاگرد ابن تيميه مىگويد! اگر به راستى، محل قدمهاى اين دو، به خاطر صبر و تحملى كه در راه خدا داشتند، آن چنان مبارك مىگردد كه به مسلمانان دستور داده مىشود: در اين نقطه به عبادت خدا بپردازند و سعى با شكوه را به جا آورند، چرا مدفن پيامبر كه در راه اصلاح جامعه، بزرگترين سختىها را بر خود هموار ساخت و بالاترين استقامتها را از خود نشان داد، متبرك نباشد و نماز و دعا در آن نقطه، از شرافت خاصى برخوردار نگردد.
5 - به راستى اگر نماز در كنار قبر مشروع نباشد، ام المؤمنين چگونه عمرى در حجرۀ خود، كه مدفن پيامبر است، نماز گزارد و به عبادت خدا پرداخت؟!
پيش از اين حديثى آورديم كه: «خدا يهود و نصارى را لعن كرد كه چرا قبور پيامبران خود را مسجد اتخاذ كردهاند.» 2 و گفتيم كه وهابيان با اين حديث، بر تحريم گزاردن نماز نزد قبور اولياى خدا استدلال مىكنند. لازم به گفتن است كه آنان بر قبور پيامبران سجده مىكردند و آنها را عبادت مىنمودند و يا قبور آنها را قبله قرار مىدادند كه هر دو عملى است خلاف. اگر معناى حديث همان است كه آنان مىگويند، پس چرا عايشه راوى حديث،