271
عقرباء:
مؤنث«عقرب»است،به معناى «كژدم»و علّت تأنيث اين كلمه آن است كه صفت بقعه يا ارض مىباشد(ارض عقرباء يا بقعة عقرباء).گويا اين سرزمين كژدم زياد داشته و به همين دليل به اين نام خوانده شده است.
و نيز«عقرباء»جايى است در سرزمين يمامه كه در آن نبردهايى ميان مسلمانان و مسيلمۀ كذاب رخ داد.
عقنقل:
(به فتح عين و قاف و سكون نون و فتح قاف دوم)،به معناى توده و تلّ ريگ است.اميّة بن ابى صلت در شعرى،در رثاى كشتگان قريش در جنگ بدر اينگونه سرود:
ما ذا ببدر فالعقنقل
من مرازبة جحاجح
عقنقل مكان ثابتى نيست؛چرا كه تلّ ريگ در يكجا ثابت نمىماند و باد و طوفان آن را به حركت درمىآورد و در جايى ديگر تلّ ديگرى مىسازد.اگر امروزه وجود داشت،البته جايش در عدوۀ قصوى(كرانۀ چپ وادى)كه مشركان در آنجا كشته شدند،مىبود.
عقيق:
در عربستان(جزيرة العرب)نام عقيق فراوان است؛زيرا هر زمينى كه سيلاب آن را بشكافد،به آن شكاف «عقيق»مىگويند؛ 1يا هر وادى و رودخانهاى كه خاك آن به سرخى بزند، به آن عقيق مىگويند.در وجه تسميۀ عقيق اختلاف است اما قول اول قوىتر مىباشد؛چرا كه عربها به هر مسيل و آبراههاى كه سيلاب آن را شكافته و فراخ كرده باشد«عقيق»مىگويند.در عربستان هفت عقيق وجود دارد كه در اينجا عقيقهاى مذكور در سيرۀ نبوى و حديث شريف را ياد مىكنيم:
1.
عقيق(وادى عقيق)،
منظورم وادى عقيق در مدينه است كه مشهورترين وادىهاى مدينه و بلكه مشهورترين عقيقها است. هرگاه عقيق به طور مطلق ذكر شود مقصود همين عقيق است.در حديث پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله كه بخارى روايت كرده،آمده است:«عمر بن خطاب گفت:در وادى عقيق از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىگويد:ديشب كسى از جانب پروردگارم نزد من آمد و گفت:در اين وادى مبارك نماز بخوان و