259ذو الخلصه است و همواره در كنار «ثروق»و«وليّه»نام برده مىشود.اين هر سه،در جنوب جزيرة العرب ميان سعودى و يمن شمالى قرار دارند.اعبل و عبلاء در لغت به معناى سنگ سفيد است.«الصخرة العبلاء»؛يعنى صخرۀ سفيد.
عتر:
(به كسر اول و سكون دوم)،كوهى است در سمت قبلۀ مدينه كه به آن «مستنذر اقصى»مىگويند.
عتوتا:
در«منتخب كنز العمال»آمده است قذاذ بن حدرجان،از يمن،از جايى كه به آن«عتوتا»مىگويند نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد.چنين جايى را در معجم البلدان نيافتم.البته ياقوت از جايى به نام«عنّه» ياد كرده و گفته است:قريهاى است در يمن.بنابراين،احتمال دارد كه«عتوتا»، «عنونا»باشد كه تصحيفى است از«عنّه».
عتيق:
در اينجا به معناى«معتوق» (آزاد شده)است و مراد بيت اللّه الحرام مىباشد.وجه تسميۀ آن به عتيق آن است كه از قيد و سلطۀ سلاطين و جباران آزاد شده است و هيچ جبّار و سلطانى نمىتواند مدّعى مالكيت اين خانه شود و يا به آن آسيب و گزندى برساند؛زيرا به كسى جز خداى تعالى نسبت داده نمىشود.خداوند در كتاب خود از اين خانه،با وصف«عتيق»ياد كرده،فرموده است: ...وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ . 1
عثّر:
(به فتح اول و تشديد دوم)،جايى است كه در آن،شير(حيوان)زياد بوده و در قصيدۀ كعب بن زهير،كه در مدح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سروده،از آن نام برده شده است.بعضى گفتهاند:عثّر شهرى است در يمن.
عثعث:
كوهى است در مدينه كه به آن «سليع»،مصغّر«سلع»مىگويند.عثعث در لغت به معناى تپۀ ريگ و نرم است.
ثنيّه يا گردنۀ عثعث،منتسب به همين كوه مىباشد.خانههاى اسلم بن افصى،از انصار،بر روى اين كوه قرار داشت.
عثيانه:
(به كسر عين و سكون ثاء)،روايتى است در«عبابيد»واقع در راه هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله.
عجلز:
(به فتح اول و سكون دوم)،از نواحى ضريّه نام برده شده است.-«ضريّه».