226زن است،اتّخاذ گرديد و مروه نام گرفت. 1
در روايت ديگر امام عليه السّلام مىفرمايد:
وقتى ابراهيم،اسماعيل را در سرزمين مكه گذاشت،آن كودك تشنه شد.
مادرش(هاجر)بر بالاى كوه صفا رفت و فرياد زد:آيا در اين وادى كسى هست؟ سپس به طرف مروه و بر آن كوه بالا رفت و فرياد زد:آيا در اين وادى كسى هست؟پاسخى نشنيد،تا هفت بار اين كار ادامه يافت،از اين رو خداوند سعى ميان صفا و مروه را،هفت بار سنت قرار داد. 2]
صفّر:
-«مرج الصّفر».
[صفر:
كوه سرخ رنگى است نزديك مدينه و به گفتۀ زبانشناسان عرب،ماه صفر از اين رو«صفر»ناميده شده كه در آن ماه،به كنار آن كوه مىرفتهاند و امروزه طبق لهجه محلّى كه صاد سين تلفظ مىشود به آنجا«سفر»مىگويند كه در غرب«فرش ملل»واقع است. 3]
صفراء:
وادى و نيز روستايى است ميان مدينه و بدر كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بارها در آنجا فرود آمد.روستاى صفراء امروزه به نام«الواسطه»خوانده مىشود؛اما وادى صفراء يكى از وادىهاى بزرگ حجاز است كه دهكدهها و خيفهاى 4فراوان دارد. هرگاه از مدينه به سمت بدر بروى،از«فريش»كه بگذرى به ابتداى وادى صفراء مىرسى و در آن به راه خود ادامه مىدهى و از مسيجيد و خيف و واسطه(صفراى قديم)عبور مىكنى و سرانجام از بدر مىگذرى.پس،وادى صفراء در مسافت پنجاه و يك كيلومترى مدينه در راه بدر قرار دارد.
مىگويم از راه بدر؛چون راههاى خروجى اصلى مدينه عبارتند از:
1.راه مكه كه از بدر مىگذرد.
2.راه مكه از مسير هجرت.اين راه از بدر نمىگذرد.
3.راه مدينه به قصيم و رياض.
4.راه تبوك و اردن.
صفّوريه:
(به فتح اول و ضمّ و تشديد دوم و يا مخفّف)،دهكدهاى است در شهرستان