225مىشود.در گذشته،صفا چسبيده به كوه ابو قبيس بود اما در دورۀ حكومت سعودى،به هنگام توسعۀ حرم جديد، بين اين دو كوه آبراههاى براى سيل شكافته شد.براى اين كار كوه را تراشيدند و بدين ترتيب،آب از ميان مسجد و كوه جريان مىيابد.
صفاح:
(به كسر صاد)،جايى است ميان حنين و نشانههاى حرم در سمت چپ كسى كه از مشاش به مكه وارد مىشود.در سنن ابو داود آمده است كه:عبد اللّه بن عمر در صفاح(مكانى در مكه)بود كه مردى خرگوش شكارشدهاى را نزد وى آورد و گفت:اى عبد اللّه بن عمر،چه مىگويى؟عبد اللّه گفت:من نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نشسته بودم كه شكار خرگوشى را خدمت ايشان آوردند،اما حضرت آن را نخورد.
[صفاح:
نام جايى است و در سمت چپ راه ورودى مكه از«مشاش»قرار دارد.
در آنجا حضرت حسين بن على عليهما السّلام،در مسير خويش به عراق به«فرزدق» برخورد كرد(و از وى،دربارۀ اوضاع كوفه پرسيد)فرزدق در شعرى كه با اين مصرع شروع مىشود به شرح اين ديدار پرداخت:«لقيت الحسين بأرض العراق...» 1]
[صفا و مروه:
صفا بخشى كوچك از كوه «ابو قبيس»است كه در جنوب مسجد الحرام قرار گرفته و مروه قسمتى كوچك از كوه«قعيقعان»مىباشد كه در شمال شرقى مسجد واقع شده 2و محل سعى، كه به آن«مسعى»مىگويند،در فاصلۀ ميان اين دو است كه به دو مسير رفت و برگشت تقسيم كردهاند.بر بالاى مسعى طبقه دوّمى نيز ساخته شده كه حجاج غير شيعه در آنجا به سعى مىپردازند،ولى از آنجا كه طبقۀ دوم ميان دو كوه واقع نشده،سعى ميان آنها از نظر فقهاى شيعه داراى اشكال است.
امام صادق عليه السّلام درباره وجه تسميه اين دو مىفرمايد:«آدم مصطفى»پس از اخراج از بهشت بر فراز يكى از اين دو فرود آمد و نام كوه از(مصطفى)گرفته و صفا ناميده شد و«حوّا»بر كوه ديگرى فرود آمد و اسم آن از«مرئه»كه به معناى