185
«ز»
زابل:
1
(به فتح باء)،به وزن«هاجر»،شهرى است از سند.از ابن سيرين نقل شده كه وى خريد بردگان و اسيران زابل را مكروه مىدانست و مىگفت:عثمان(بن عفان)با آنان عهد مانندى بسته بود.
زابوقه:
به وزن«فاعوله»،جايى است نزديك بصره كه جنگ جمل در آنجا رخ داد.
[زاد و راحله:
از جمله شرايط استطاعت، وجود زاد و راحله براى مسافر است.زاد در لغت،مواد غذايى و وسايل سفر است كه مسافر با خود به همراه مىبرد 2و راحله در لغت به شترى گفته مىشود كه براى سوارى و سفر مناسب باشد. 3
مرحوم صاحب عروه مىگويد:
منظور از«زاد»خوردنى،آشاميدنى و ديگر نيازمندىهاى مسافر است و «راحله»هر وسيلۀ سوارى است كه براى سفر مورد استفاده قرار مىگيرد.]
زاره:
شهر و بندرى بوده قديمى،در ساحل خليج فارس،در نواحى قطيف،از شرق عربستان سعودى،كه هيأت نمايندگى مردم آن،از قبيلۀ عبد القيس،خدمت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد.اين شهر امروزه از ميان رفته و محلّ آن به نام«الرماده» معروف است و در شهر العواميه در شمال قطيف،در داخل نخيله قرار دارد.
در خبرهاى مربوط به جنگهاى ردّه و