153شهرت دارد.
پس از هجرت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به مدينه منوره،«جندع بن ضمره»در مكه بيمار شد و بر جان خويش احساس خطر كرد و خواست تا او را از مكه خارج سازند.هنگامى كه بيرون مكه رسيد،از تصميم او پرسيدند.او به قصد هجرت به طرف مدينه اشاره كرد و وقتى به خضخاض رسيد از دنيا رفت و در همانجا به خاك سپرده شد.
به همين مناسبت آيۀ شريفه وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهٰاجِراً إِلَى اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللّٰهِ ... 1نازل شد؛يعنى كسى كه براى هجرت به سوى خدا و پيامبر او،از خانۀ خويش بيرون رود و سپس مرگ او را دريابد،اجر و پاداش او بر خداوند است و خداوند آمرزنده و مهربان مىباشد. 2
در روايات از دو نفر ديگر نيز ياد شده است كه در مسير هجرت به مدينه جان سپردهاند،از اين رو به فرمودۀ علامۀ طباطبايى معلوم نيست كه آيۀ شريفه در مورد كدام يك از آنها نازل شده است. 3
ازرقى از آن به عنوان«حصحاص» ياد كرده است. 4]
خضره:
(به فتح اول و كسر دوم)،سريّۀ ابو قتاده در اين مكان به وقوع پيوست.گفته مىشود در سرزمين نجد است.نام قبلى آن«عفره»بود اما پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را به «خضره»تغيير داد؛زيرا عفره به معناى زمينى است كه در آن گياهى نمىرويد.
سريّۀ ياد شده به سرزمين«محارب»و غطفان اعزام شده بود.-«غطفان».
خضمات:
نگاه كنيد به«نقيع»يا «نقيع الخضمات».
خط:
(به فتح اول)،جايى است در ساحل خليج فارس.گفتهاند:قطيف و قطر از آبادىهاى آن مىباشد.نيزههاى خطى منسوب به همين محل است.در تعيين جهت و مسير سريۀ خالد بن وليد به سوى بنى جذيمه بن عوف،در سال هشتم هجرى،از اين موضع نام برده شده است.