141مىشود.حلق براى زنان نيست.زائران آنها بايد در اين مورد به فتواى مرجع تقليد خويش عمل نمايند.]
حلقه:
وادىاى است كه راه حفاة به غائر از آن مىگذرد و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در مسير هجرت خود،از اين وادى عبور كرد.
حلوان:
(به ضمّ اول و سكون دوم)،به معناى پاداش و بخشش است.يك حلوان در عراق است كه در انتهاى مرزهاى شواد به طرف جبال واقع شده و حلوان ديگر در مصر است كه نزديك قاهره قرار دارد.
حليفه:
كه به آن ذو الحليفه نيز مىگويند، دهكدهاى است در حومۀ مدينة النبى در راه مكّه كه با مدينه نه كيلومتر فاصله دارد و در وادى عقيق،در دامنۀ غربى كوه «عير»واقع است.با خروج از ذو الحليفه به سمت مكه وارد بيداء مىشوى.
امروزه به نام«بيار على»شهرت دارد و ميقات مردم مدينه و كسانى است كه براى حج يا عمره از مدينه مىگذرند.
مسجد شجره در همين مكان است.
حمام:
-«غميس حمام»در حرف غين.
حمراء الأسد:
در حوادث دنبالۀ جنگ احد از اين نام ياد شده و آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بيرون رفت تا اينكه به حمراء الأسد رسيد.
حمراء الأسد:كوه سرخ رنگى است در بيست كيلومترى جنوب مدينه.
هرگاه از ذو الحليفه-از راه بدر- به سمت مكه بيرون رويد،جنوب حمراء الأسد را مىبينيد.اين كوه در كرانۀ چپ عقيق الحسا،در راه مدينه به الفرع،واقع شده است.
[حمس:
به قوم قريش گفته مىشد؛زيرا آنان نسبت به ديانت خود سختگير بودند و حمس در لغت به همين معنى آمده است.
از ويژگىهاى آن اين بود كه در ايام منا به زير سايه نمىرفتند و چون محرم مىشدند،از در وارد خانههاى خود نمىشدند.در روز عرفه وقوف نمىكردند و مىگفتند چون ما اهل حرم مىباشيم در حال احرام از محدودۀ حرم خارج نمىشويم،بلكه در مشعر الحرام وقوف داشتند.
البته همۀ آنها كه خود را حمس مىدانستند،در حرم ساكن نبودند؛مانند