139
[حضض:
دارويى معروف است.نوعى از آن مكّى است كه شيرۀ خوولان است و ديگرى هندى است كه شيرۀ فيل زهره است. 1
در حديث است كه«سرمه كشيدن با صبر و حضض براى محرم بىاشكال است». 2]
حضن:
(به فتح اول و دوم)،نام كوه بلندى است در شرق طائف به سمت شمال.
بجير بن زهير در قصيدهاى كه بعد از بازگشت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از طائف انشاد كرده،از اين كوه نام برده است.
حضور:
(به فتح حاء)،جايى است در يمن.
در حديث آمده است كه:پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در دو پارچۀ حضورى-و به روايتى ديگر در دو پارچۀ سحولى-كفن شد.
حضوه:
(به كسر اول و سكون دوم و فتح واو)، در لغت به معناى شعلهور ساختن آتش است.و آن جايى است در نزديك مدينه كه«عفوه»نام داشت و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را به حضوه تغيير نام داد.در حديث آمده است كه:عدهاى از اهالى حضوه از وباخيز بودن سرزمينشان نزد عمر بن خطاب شكوه كردند.عمر گفت:بهتر است آنجا را ترك كنيد.گفتند:آنجا محل زندگى ما و شترهاى ماست است.
عمر به حارث بن كلده گفت:به نظر تو راه علاجش چيست؟حارث گفت:مناطق وباخيز داراى درختان انبوه و پشه هستند و اينها لانۀ وبا مىباشند،بايد مردم آن به سرزمينهاى مجاور بروند و پياز و تره بخورند و صبح ناشتا روغن عربى بنوشند و از استعمال عطر خوددارى ورزند و پاى برهنه راه نروند و هنگام روز نخوابند.در اين صورت اميدوارم از ابتلاى به وبا سالم بمانند.عمر به مردم حضوه دستور داد اين كار را بكنند.
حطيم:
در جايگاه آن اختلاف است،اما قوىترين قول آن است كه حطيم در فاصلۀ حجر الاسود و زمزم تا مقام ابراهيم واقع شده است.
حفاة:
حدود 75 كيلومتر با جنوب المنصرف(مسيجد)فاصله دارد و در راه هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله واقع شده و در ناحيۀ الفرع،از امارات مدينه قرار دارد.