341و مؤيد اين قولست آن كه روايت كردهاند [1]از امام صادق عليه السّلام كه پيغمبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم اقامت كرده در مدينه ده سال حج نكرد پس چون اين آيه نازل شد امر كرد رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم منادى خود را كه نداء كند و امر كند مردم را بحج پس جمع شدند در مدينه خلق بسيار از اعراب و غير ايشان و بيرون رفت پيغمبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم در بيست و ششم ذى القعده و چون بمسجد شجره رسيد فرود آمد و غسل كرد و نماز پيشين و پسين را اداء نموده احرام بست بحج قران تا آخر حديث (و مخفى) نماند كه بر تقدير اول قول او اذن معطوفست بر قول او لا تشرك و طهر در آيت سابقه إذ بوأنا لإبرٰهيم مكان البيت ان لا تشرك بى شيئا و طهر بيتى الآية، و بر تقدير دوم معطوفست بر اذكر مقدر كه متعلق اذ بوأنا است و اين خلاف ظاهر است از دو وجه [2].
بر هر تقدير مراد از نداء بحج امر است بحج كردن و يأتوك مجزوم است به جواب امر مذكور كه (اذّن) است و رجال جمع راجل است و (رجالا) حالست از فاعل (يأتوك) .
و على كل ضامر بتقدير (و ركبانا على كل ضامر) عطف است برو و ضامر شترى را گويند كه به جهت مشقت سفر دور لاغر شده باشد و (يأتين) صفت ضامر است به اعتبار معنى و فج بمعنى راهست و عميق بمعنى دور.
در تقديم رجال بر ركبانا اشارتست به افضليت حج پياده چنانكه قول اصح