84اللّه باشد و أيضا هرگز به كسى از مخالفان اظهار نكرده كه آن تصانيف از فقير است بلكه مىگويد كه طالب علمان عراق فارس نوشتهاند پس ضرر بفقير چرا رسد؟و آنكه ديگرى از فقراى مؤمنان آن را نويسد و به او ضرر رسد خصوصيتي بتصنيف فقير ندارد زيرا كه مؤمنان لعنيۀ شيخ على 1و سائر تصنيفات اماميه را مىنويسند و نگاه مىدارند كتاب أنوار كه در ردّ بعضى از أهل سنت است و ملا مقصود على تبريزى پيش از آمدن فقير باين شهر داشت و به ملا غياث على بخشى و امثال ايشان مىخواند در مرتبه كمتر از لعنيۀ شيخ على و كتاب فقير نيست مناسب آن بود كه او را نيز نصيحت كند بلكه به خانههاى مؤمنان ساكنان آگره رفته هركسى كتابى در مذهب شيعه داشته باشد از او بگيرند به آتش اندازند و خدام در خراسان تشريف داشتند كه مير أبو الفتح شرح بر باب حاديعشر نوشتند و بولايت شام به خدمت مرحوم شيخ زين الدين فرستادند و آخر روميان بواسطۀ آنكه كتاب در ميان كتب او پيدا شد شيخ را شهيد ساختند مىبايست غمخوارى نموده ابو الفتح را نصيحت كنند كه آنچنان تصنيف نكند و بجناب شيخ پيغام كنند كه چنان كتاب را در ميان كتب خود نگاه ندارند تا كشته نشوند ديگر باعتقاد ايشان هميشه زمان تقيه بوده پس بايستى كه هيچيك از علماى اماميه در ردّ مخالف تصنيف ننمودى و هذا دليل على أنّه باطل،ديگر باعتقاد فقير در دار الملك هند به دولت پادشاه عادل جاى تقيه نيست 2و اگر جاى تقيه باشد بر امثال فقير واجب نيست زيرا كه كشته شدن امثال فقير در نصرت مذهب حقّ موجب عزت دين است و صاحب شرع رخصت دادهاند كه چنين كسى تقيه