105مطالع قرائت مىنمود و فاضل مدقق ملا أبو الحسن كاشى در آن زمان در قزوين بود و ميان او و مير علاء الملك بر سر امرى رقابت بود و مير علاء الملك مىخواست كه او را آزارى كند لا جرم در روزى كه خبر گرفته بود كه ملا أبو الحسن بر سر مقبرۀ شاهزاده علاء الدين حسين كه محل اجتماع مردم است بسير آمده مرا همراه برداشته و آنجا برد و باتفاق با ملا أبو الحسن ملاقات واقع شد و خدمت ملا چون بر خصوصيات أحوال و طالب علمى من مطلع شد گفت سخنى بشما نقل مىكنم و آنگاه سخنى را كه در تحقيق موجبۀ سالبة المحمول داشت نقل كرد من گفتم كه اين تحقيق مخالف أصول قوم است ملا أبو الحسن گفت كه من دعوى موافقت آن با أصول قوم نمىكنم مىگويم كه موجبه سالبة المحمول كه مفهوم محصلى داشته باشد بهم مىرسانم و بعد از آن بطريقى كه استادان تحسين تلامذه كنند گفت:«خوبك،خوبك» و من بهغايت از آن آزرده شدم و رسالۀ اثبات واجب را كه در آن أيّام نوشته بود بدست آورده در مقام ردّ شدم و قطع نظر از منوع و نقوض كه بر او ايراد نمودم ظاهر ساختم كه شش دليل او از شرح هياكل مير غياث الدين منصور و شرح او بر رسالۀ واجب پدرش مير صدر الدين محمّد مأخوذ و مسروق شده و ملا أبو الحسن بنا بر آن تغيير آن نسخه كرده و نسخۀ را كه الحال مشهور شده نوشت 1بعد از آن از قزوين متوجه