103زمان رساند اما چون در وقتى كه از أصفهان بيرون مىآمد داماد او با أسباب پيش از سوار شدن خواجه در وقت سحر از دروازۀ شهر بيرون آمد جمعى از يتيمان او را كشتند اموال و كتب و مسودات خواجه را بردند خواجه پريشان و بىسامان بشيراز در آمده و راه اختلاط مردم را بر خود مسدود ساخت تا آنكه مرحوم شيخ شمس الدين ولد مجتهد الزمانى شيخ إبراهيم قطيفى از هند دكن با زر و جمعيت بسيار بشيراز آمد و او به خدمت خواجه رفته و نيازمندى بسيار اظهار نموده از نقد و جنس هداياى لايق به خدمت خواجه فرستاد و التماس نمود كه شرح تجريد و حاشيه افاده فرمايند چون طلبه مانند ملا احمد اردبيلى و ملا حاجى محمود يزدى و ملا ميرزاجان باغنوى و سيد حسين عميدى و ملا عبد اللّه شوشترى و ملا محمّد شريف اصفهانى 1و غيرهم در حاشيۀ قديم با شيخ شمس الدين شريك شدند ملا آقاجان از غايت محبّتي كه با من داشت گفت كه برو و شريك درس اين جماعت شو كه ادراك درس حضرت خواجه غنيمت است (إلى أن قال:)مىفرمودند كه افهم شريكان ما ملا حاجى محمود يزدى بود و بعد از او ملا احمد اردبيلى و افهام ديگران متقارب بود و چون ملا حاجى محمود 2بنا بر قوت فهم با حضرت استاد از روى قدرت و جدل بحث مىكرد و أستاد را آن طريقه خوش نمىآمد لا جرم خاطر ايشان از او مكدر بود احيانا روزى كسى نسبت فضلاى تلامذۀ ايشان از ايشان مىپرسيد و ايشان در آن اثناء فرمودند كه ملا محمّد شريف اصفهانى 3ملا حاجى محمود را درس مىتواند گفت