84مَلاطى كه آنها را به يكديگر بپيوندد - ، آن را در برگرفتهاند و پرندگان شكارى در آن، مأوا گزيدهاند و هيچ حائلى كف آن را از اشعۀ سوزان خورشيد و بارانهايى كه بر مكّه فرود مىآيد و گاه به شكل آب از دهانۀ چاهها بيرون مىزند ، حفظ نمىكند . اين خانه ، در حقيقت ، چهار ديوارىاى است سنگى كه ارتفاع آن ، از قامت انسان ، تجاوز نمىكند .
پارهاى از مورّخان گفتهاند كه :
عامر بن جادر ازْدى ، پس از اسماعيل ، نخستين كسى بود كه براى كعبه ، جدار (ديوار)گذاشت . لذا «جادر (برآورندۀ جدار)» لقب گرفت .
باز به گفتۀ مورّخان ، در نيمۀ اول قرن هفتم ميلادى ، يعنى پنج سال پيش از اسلام و زمانى كه پيامبر خدا ، 35ساله بود ، كعبه دچار آتش سوزى شد . در اين هنگام ، بر آن شدند تا خانه را بازسازى كنند و برايش سقفى چوبى بگذارند . لذا دست به كار شدند و ديوارها را - كه پيش تر نُه ذراعْ ارتفاع داشت - تا هيجده ذراع بر آوردند و سقفى بر دو رديف سه ستونۀ چوبى بر آن گذاشتند . همچنين درِ آن را از سطح زمين ، بالاتر آوردند كه جز با پلّكان ، نمىشد بِدان وارد شد . ديوارها را نيز با يك رديف سنگ و يك رديف چوب برآوردند . در اخبار آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله چون در سال فتح مكّه وارد كعبه شد ، كنار ستونى ايستاد و دعا كرد . در آن هنگام ، در كعبه ، شش ستون بود .
مورّخان در بارۀ دليل بازسازى كعبه گفتهاند كه ديوارهاى سنگى - كه ملاطى نداشتند و ارتفاع آنها از قامت آدمى تجاوز نمىكرد - ، به تدريج ، از هم گسيخته بودند و سنگهاى آنها هم بر زمين ريخته بود . لذا بر آن شدند تا ديوارهايش را برآورند و چون تنى چند از قريش و ديگران گنج كعبه را كه در چاهى در ميان آن قرار داشت ، دزديده بودند ، مردم بر مسقّف كردن آن ، هم داستان شدند .
اين بناى تازه نيز - آن گونه كه از وصفش در كتابهاى مورّخان بر مىآيد - ، بنايى فاخر نبود . تنها اتاقى بود كه اينك سقفى چوبى بر شش ستون در دو رديف ، آن را مىپوشانْد . ديوارهايش كه پيشتر نُه ذراعْ ارتفاع داشت و كمى بيشتر يا كمتر از قامت