278شِبْلى به استقبال او آمد . امام عليه السلام از او پرسيد : «شِبلى! حج گزاردى؟» .
گفت : آرى ، اى پسر پيامبر !
پرسيد : «آيا در ميقات ، فرود آمدى و لباسهاى دوخته را بيرون آوردى و غسل كردى؟» .
گفت : آرى .
پرسيد : «آن گاه كه به ميقات فرود آمدى، نيّت كردى كه لباس نافرمانى را در آورده، لباس طاعت بپوشى؟» .
گفت : نه .
پرسيد : «وقتى لباسهاى دوخته را در آوردى ، نيّت كردى كه از ريا و نفاق و وارد شدن به شبههها ، خود را عريان كنى؟» .
گفت : نه .
پرسيد : «وقتى غسل كردى ، نيّت كردى كه خود را از خطاها و گناهان، شستشو دهى؟» .
گفت : نه .
فرمود : «پس نه در ميقات ، فرود آمدهاى ، نه از لباسهاى دوخته ، خود را جدا ساختهاى ، و نه غسل كردهاى !» .
سپس پرسيد : «نظافت كردى و احرام بستى و تصميم بر حج گرفتى؟» .
گفت : آرى .
پرسيد : «وقتى نظافت كردى و احرام بسته ، نيّت حج كردى ، آيا نيّت كردى كه با نورۀ 1 توبۀ خالص ، خود را پاك كنى؟» .