264
696 . امام صادق عليه السلام : خداوند عزوجل به ابراهيم عليه السلام فرمان داد كه به حج برود و اسماعيل عليه السلام را با خود به حج ببرد و او را در حرم ، ساكن نمايد. هر دو بر شترى سرخ مو به حج رفتند و جز جبرئيل عليه السلام كسى با آنان نبود. چون به حرم رسيدند، جبرئيل عليه السلام به او گفت: «اى ابراهيم! فرود آييد و پيش از آن كه وارد حرم شويد ، غسل كنيد» .
فرود آمدند و غسل كردند و به آنان ، نشان داد كه چگونه براى احرام ، آماده شوند .
آنان هم چنان كردند. سپس به آنها دستور داد براى حج ، احرام بستند و آنان را به «لبّيك»هاى چهارگانهاى كه فرستادگان با آنها لبّيك مىگويند، دستور داد. سپس آن دو را به [ كوه] صفا برد . پس فرود آمدند . جبرئيل عليه السلام ميان آن دو ، رو به كعبه ايستاد و تكبير گفت. آن دو هم تكبير گفتند . سپس تهليل گفت و آن دو نيز تهليل گفتند. سپس خدا را ستود و آن دو هم ستودند. سپس خدا را تمجيد كرد و آنان نيز تمجيد كردند.
سپس خدا را ثنا گفت و آن دو نيز چنان كردند. آن گاه جبرئيل عليه السلام پيش رفت و آن دو نيز پيش رفتند، در حالى كه خدا را ثنا و ستايش مىكردند، تا آن كه آن دو را به جايگاه حجر الأسود رسانْد. جبرئيل عليه السلام بر آن دست كشيد و به آن دو فرمان داد كه بر آن دست بكشند و آنان را هفت دور ، طواف داد. سپس آن دو را در محلّ مقام ابراهيم عليه السلام نگاه داشت و دو ركعت نماز خوانْد و آنان هم خواندند. سپس مناسك و آنچه را آن جا انجام مىدهند، به آنان نشان داد. پس چون اعمالشان را به پايان بردند، خداوند به ابراهيم عليه السلام فرمان داد كه برگردد و اسماعيل عليه السلام را آن جا تنها بگذارد . 1
697 . امام باقر يا امام صادق عليهما السلام : خداوند عزوجل به ابراهيم عليه السلام فرمان داد، كه كعبه را بسازد و پايههاى آن را بالا آورَد و به مردم ، مناسك و اعمالشان را نشان دهد. 2