263آدم عليه السلام با پاى خود ، آن جا را كه ابر بر آن سايه افكنده بود، علامت گذاشت.
سپس او را به مِنا بُرد و مسجد مِنا را نشانش داد . پس با پايش علامت گذاشت و نقشۀ مسجد الحرام را [ كشيد و] امتداد داد، پس از آن كه جاى كعبه را علامتگذارى كرد . سپس او را از مِنا به عرفات برد و او را بر مكان اعتراف (عرفات)، اقامت داد و گفت: «چون خورشيد غروب كرد، هفت بار به گناه خود ، اقرار كن و هفت بار از خدا آمرزش و توبه بخواه» .
آدم عليه السلام چنان كرد و از اين رو ، آن جا به «مُعَرَّف» ، نام نهاده شد، چون آن جا آدم به گناه خود ، اقرار كرد و براى فرزندان او سنّت شد كه به گناهانشان اعتراف كنند، آن گونه كه آدم اعتراف كرد و توبه بطلبند، آن گونه كه آدم طلبيد.
سپس جبرئيل عليه السلام به او فرمان داد تا از عرفات ، كوچ كرد و بر كوههاى هفتگانه گذشت . به او دستور داد كه نزد هر كوه ، چهار بار «تكبير» بگويد . آدم عليه السلام چنان كرد، تا آن كه به مَشعَر رسيد. چون به مَشعَر رسيد، يكْسوم شب، گذشته بود. پس نماز مغرب و عشا را آن شب و در آن جا در يكْسومِ شب با هم خواند.
سپس به او دستور داد تا در وادى مَشعَر ، به رو در افتد. او هم به رو افتاد، تا آن كه سپيده دميد . پس به او دستور داد بر كوه، كوهِ مَشعَر، بالا برود و دستور داد چون خورشيد بر آمد، هفت بار به گناهش اعتراف كند و هفت بار از خدا توبه و آمرزش بخواهد. پس آدم عليه السلام چنان كرد، همان گونه كه جبرئيل عليه السلام به او فرمان داده بود و آن را دو بار اعتراف قرار داد تا در فرزندانش سنّت باشد. پس هر كسى از آنان، عرفات را درك نكرد و مَشعَر را درك كرد، حجّ خود را [ تا مِنا] كامل ساخته است. سپس از مَشعَر به مِنا كوچ كرد و نيمروز ، به مِنا رسيد. به او دستور داد در مسجد مِنا دو ركعت نماز بخواند. سپس دستور داد براى خدا قربانى كند تا از او بپذيرد و بداند كه خداوند ، توبۀ او را پذيرفته است و قربانى كردن در فرزندان او سنّت باشد. آدم عليه السلام قربانى كرد و خدا ، از او پذيرفت . پس آتشى از آسمان فرستاد و قربانىِ آدم را پذيرفت.
جبرئيل عليه السلام به او گفت: «اى آدم! خداوند ، به تو نيكى كرد ؛ چرا كه مناسكى را كه به سبب آنها توبۀ تو را مىپذيرد، به تو آموخت» . 1