162
آن باطل كند و نتواند آن را جبران كند، پس در عمره حكم بطلان عمره را دارد و در حج حكم بطلان حج را، ولى اگر محل جبران باقى است و جبران كرد، عملش صحيح مىشود، گرچه معصيتكار است.1
[257] م - اگر به واسطه ندانستن مسئله يا جهت ديگر، به جاى نيتِ عمره تمتع، حج تمتع را قصد كند، پس اگر در نظرش آن است كه همين عمل را كه همه به جا مىآورند او هم به جا آورد و گمان كرده جزء اول از دو جزء حج، اسمش: حج تمتع است ظاهراً عمل او صحيح است و عمره تمتع است و بهتر آن است كه نيت را تجديد كند.
[258] م - اگر به واسطه ندانستن مسئله يا جهت ديگر، گمان كند كه حج تمتع بر عمره تمتع مقدم است و نيت حج تمتع كند به عزم اينكه پس از احرام برود به عرفات و مشعر و حج به جا آورد و عمره را پس از آن به جا آورد، احرام او باطل است2 و بايد در ميقات تجديد احرام كند و اگر از ميقات گذشته است بايد در صورت امكان برگردد به ميقات و محرم شود والاّ از همان جا محرم شود و اگر وارد حرم شده و ملتفت شد بايد در صورت امكان از حرم خارج شود و محرم شود، والاّ در همان جا محرم شود.3
[259] م - دوم - تلبيه؛ يعنى لبيك گفتن، و صورت آن بنا بر اصح، آن است كه بگويد:
«لَبَّيْك، اللّهُمَّ لَبَّيْك، لَبَّيْك لا شَرِيك لَك لَبَّيْك».
و به اين مقدار اگر اكتفا كند محرم شده و احرامش صحيح است و احتياط مستحب آن است4 كه پس از آنكه چهار «لبيك» را به صورتى كه گفته شده