94بپرستى و او در زير شكنجه همچنان «اَحَدٌ احَد» مىگفت. 1 چون پيامبر خدا(ص) ديد كه اصحابِ بى پناهش سخت گرفتار و در فشارند و نمىتواند از ايشان حمايت كند، به آنان گفت: «كاش به كشور حبشه مىرفتيد؛ چه، در آنجا پادشاهى است كه نزد وى بر كسى ستم نمىرود و آنجا سرزمين راستى است، باشد كه خدا از اين گرفتارى براى شما فرجى قرار دهد.» به دنبال آن، جمعى از مسلمانان كه از فشار و آزار دشمن به ستوه آمده بودند، ديار غربت و دورى از وطن را اختيار كردند و رهسپار حبشه شدند و اين نخستين هجرتى بود كه در اسلام روى داد. 2 آنان در سرزمين حبشه هم از آزار قريش در امان نبودند. فرستادگان كفار قريش به حبشه رفتند و از «نجاشى» پادشاه حبشه خواستند تا مسلمانان را به مكه بازگرداند، ليكن نجاشى پاسخ رد به ايشان داد. خود پيامبر(ص) نيز مدتى در مخفى گاه به سر برد و به شهر طائف پناه برد و بدين ترتيب بت پرستان قريش و مكه بيشتر به هيجان در آمدند و حس كينه توزى و انتقام جويى آنان نسبت به پيغمبر و مسلمانان تشديد گرديد. به دليل فشار روز افزون مشركين، پيامبر(ص) ناگزير شد كه از شهر طائف خارج شود. قريش در جبران شكستهاى پى در پى، بر آن شدند كه پيامبر خدا و ياران او را در تنگناى سختترين فشارها بگذارند. با اين انگيزه، 40 تن از سران قريش پيمانى را با امضاى خود مورد تأكيد قرار دادند. در اين پيمان، قريش متعهد شدند كه از هرگونه داد وستد و پيوند سببى با بنى هاشم و بنى عبدالمطّلب خوددارى كنند. با محاصره سياسى و اقتصادى قريش، مسلمانان دورهاى سخت را در محل «شعب ابوطالب» گذراندند. در اين دوران آنچه بيش از همه چيز اهميت داشت، حراست از جان پيامبر خدا(ص) بود. بهويژه ابوطالب در اين راه تلاشى ستايشانگيز از خود به يادگار گذاشت. مسلمانان در مدت سه سال محاصره، با زحمات فراوان و با به خطر انداختن جان خويش مخفيانه به تأمين نيازهاى ضرورى مىپرداختند. 3 از ديگر اعمال كفار قريش، «تلاش براى قتل پيامبر(ص) مىباشد. سران قريش، خشمگين از گسترش اسلام و بهويژه نفوذ آن در