486وحدت و يكپارچگى امت اسلامى از اصولى است كه قرآن بر آن تأكيد دارد و هر نوع خدشه بر پيكر وحدت را ممنوع مىشمارد و همگان را به تمسّك به «حبلاللَّه» دعوت مىنمايد، آنجا كه مىفرمايد: ( وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّٰهِ جَمِيعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا ...). 1
«همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد.»
نكته قابل توجه در آيه، بهكارگيرى لفظ «حبل» به جاى «قرآن» و «اسلام» است؛ يعنى بهجاى اينكه بفرمايد: «به قرآن و اسلام چنگ زنيد» مىفرمايد: «به حبل اللَّه تمسك جوييد» هرچند مقصود واقعى از «حبل» همان قرآن و آيين مقدس اسلام است.
علل گزينش واژه «حبل» به جاى اين دو، شايد به خاطر تفهيم اين نكته باشد كه امت متفرّق و دو و يا چند گروه، بسان انسانى است كه به علتى به چاه افتد و حيات او مورد تهديد قرار گيرد. راه نجات چنين فردى در گرو اين است كه طنابى به چاه فرستاده شود تا او به آن چنگ زند و نجات يابد.
آرى، نجاتِ امّت متفرّق - كه بر اثر تفرقه و دو دستگى، حيات مادى و معنوى او در آستانه خطر قرار مىگيرد - در تمسك به حبل وحدت، (وحدت كلمه در مراحل: انديشه، گفتار و رفتار) است كه مىتواند خود را از سرنوشت خطرناكى كه در كمين او است نجات بخشد.
قرآن پيوسته، وحدت، اتفاق و همخوانى فكرى و رفتارى را مىستايد و تفرقه و دودستگى را نكوهش مىكند و در دعوت به وحدت كلمه تا آنجا پيش مىرود كه افراد جامعه با ايمان را، برادر يكديگر مىخواند و مىفرمايد:
( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ...). 2 «مؤمنان با همديگر برادرند.»
اينجا است كه امت مسلمان بايد در سايه اخوت دينى، صفوف خود را فشرده سازند.
پيامبر گرامى اسلام(ص) آنگاه كه از اختلاف دو قبيله «اوس» و «خزرج» آگاه شد و دريافت كه بر اثر فتنهگرى جهود عنود به نام «شاس» نزديك است كه آتش جنگ در