412بهطور كلى مىتوان گفت كه حجاج ايرانى از قشر متوسط به بالا بوده و تعداد اندكى از افراد فقير عازم حج مىشدند.
دليل آن نيز اين بوده است كه فريضه حج تنها در صورتى واجب مىشد كه فرد استطاعت مالى لازم را براى انجام اين فريضه مىداشت. به همين دليل در فرهنگ ايرانى، حاجى علاوه بر جنبه دينى خود، نشان از نوعى مرتبت اجتماعى نيز داشته و به نوعى حاجى مرادف با ثروتمند شده بود. در آن روزگار، لقب حاجى، انتظار پاكى و درستكارى را در اطرافيان ايجاد مىكرد و زمانى كه فرد حاجى، با نادرستكارى از اين عنوان، به سوء استفاده از آن مىپرداخت، نوعى واكنش منفى در جامعه در برابر فرد حاجى به وجود مىآمد.
به هر روى، روشن است كه ثروتمند بودن به معناى باسواد و با فرهنگ بودن نبوده و شمارى از حجاج از اين زاويه از طبقات پايين و بى سواد بودند. اين افراد متناسب با ظرفيت خود، به حج و ابعاد آن نگريسته و به رغم انجام عبادات معموله، ممكن بود برداشت صحيحى از حج و اعمال آن نداشته باشند. نايبالصدر از قول يكى از حملهدارها نقل مىكند كه ده سال قبل، يك حاجى كاشانى در همين مسجد الحرام از من پرسيد كه اينجا قبر خداست؟ وقتى به او گفتم: خدا جسم ندارد تا ممات و حيات به اين معنا داشته باشد، گفت: پس اينجا قبر كيست؟ به او گفتم: كسى در اين خانه دفن نيست. آن حاجى كاشانى گفت: شش ماه راه آمدهايم، از كتل بالا پايين كردهايم، سرما گرما خوردهايم، عبثى دور اين خانه مىگرديم؟! 1
حكايت ديگرى هم كه به صورت يك طنز درآمده، مربوط به زائرى روستايى است كه وقتى، پس از بازگشت از حج، از وى در باره مكه و كعبه پرسيدند، در باره گرماى شهر مكه گفت: «اما چه بُگم، قبر خدا جهنّم درّه واقع شده». 2
علاقهمندانى از حجاج نيز يافت مىشدند كه با همان سادگى ذهن دينى خود بر آن